مقالات > قرآن و روان‌شناسی - روانشناسی
X
تبلیغات
رایتل
مقالات > قرآن و روان‌شناسی  
w w w . T e h r a n . i c t r a d . c o m

 

قرآن و روان‌شناسی  

.

توجه مثبت بدون شرط یا غیر مشروط از مفاهیم کلیدی روان‌شناسی است که امروزه در مراکز مشاوره و کلینیک‌های بالینی به عنوان یکی از فنون مشاوره به کار می‌رود. «کارل راجرز در سال 1959، مفهوم نیازبه توجه مثبت را مطرح کرد. نیاز به توجه مثبت شامل رفتارهایی چون صمیمیت، دوست داشتن، احترام، همدلی و پذیرش و در نوزاد، به شکل نیاز به عشق و عاطفه نیز دیده می‌شود. اگر والدین، توجهی غیر مشروط و مثبت به کودک داشته باشند و کودک احساس کند که والدین برای او ارزش قایل می‌شوند دلیلی برای انکار تجربیات وجود نخواهد داشت.» (پروین، ج 1، 1372، ص 221)

توجه مثبت بدون شرط از نیاز به تعلق و محبت که از نیازهای اساسی انسان است سرچشمه می‌گیرد. این بحث در میان روان‌شناسان مختلف با عناوین مشابه ذکر شده است: «کارن هورنای» تحت عنوان نیاز به «محبت» و«تصویب وجهه» ذکر می‌کند. «جان بالبی» مفهوم «دلبستگی» را اساس نظریه‌اش قرار داده است و رشد و تحول بهنجار کودک را در پرتو ارضای صحیح نیاز به دلبستگی می‌داند. «مزلو» پس از تأمین نیازهای جسمانی و ایمنی، نیاز به تعلق و محبت را مهمترین نیاز می‌داند. مطابق نظریه راجرز نیز توجه مثبت بدون شرط شامل بازخوردها و برخوردهای گرم و محبت‌آمیز، صمیمیت، پذیرش و مهربانی از طرف دیگران و به ویژه اولیای خود است. توجه مثبت غیر مشروط یعنی واکنش بر مبنای روابط شخص با شخص  و با این احساس صورت می‌گیرد که مربی در هر موقعیتی، فردی ارزشمند است. اگر فرد احساس کند که محبت (=توجه مثبت) را در صورتی دریافت می‌کند که دوست‌داشتنی باشد، احساس تنفر خود را انکار کرده و برای کسب تصویری دوست داشتنی از خود می‌کوشد. در این مورد نه فقط احساس تنفر با خودپنداره‌اش نا‌همخوان است، بلکه فرد را به از دست دادن توجه مثبت نیز تهدید می‌کند. این جاست که تحمیل شرایط ارزش‌گذاری بر وی موجب انکار تجربیات می‌شود و شکافی میان ارگانیزم و خویشتن به وجود می‌آورد (همان).

به نظر می‌رسد آموزه‌های قرآنی و روایی تأکید ویژه‌ای بر توجه مثبت بدون شرط به معنای محبت و صمیمیت و پذیرش انسان‌ها بدون قید و شرط دارد.برخی از آنها را اشاره می‌کنیم:

1. «لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ماعنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤوف رحیم» (توبه / 128). آیه در توصیف پیامبر اکرم(ص)، 5 صفت را بیان می‌کند: از خود شماست، رنج شما بر او دشوار، بر هدایت و راهنمایی شما حریص، دلسوز و مهربان است. با اندکی دقت معلوم می‌شود در این آیه پیامبر اکرم(ص) به عنوان یک درمانگر دردهای مردم که بر جراحات و ناراحتی‌های آنان مرهم می‌گذارد: «طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه و احمی مواسمه» (نهج البلاغه / خطبه 169) کسی معرفی می‌شود که گویی پاره‌ای از جان مردم است، به شدت از رنج‌های آنان در عذاب است، به هدایت مردم عشق می‌ورزد و محبت و لطف خود را بر همه مردم دریغ نمی‌کند (ر. ک. تفسیر نمونه، ج 8، ص 205 ـ 208). می‌توان گفت معنای جامع این صفات شدت محبت و توجه مثبت غیرمشروط به مردمان است.

2. «قالوا لئن لم ینته ‌یالوط لتکونن من المخرجین قال انی لعملکم من القالین» (شعراء / 167 و 168)

این آیه اشاره به مذاکرات حضرت لوط با قوم بدکار خود دارد، هنگامی که حضرت لوط(ع) بر نهی از منکر و نصحیت آنان پافشاری کرد، وی را تهدید به تبعید از شهر نمودند، اما سخن حضرت لوط(ع) صرفا این بود که من با کردار شما به شدت مخالفم، نه با خود شما: «قالین جمع قال از ماده «قلی» به معنی عداوت شدیدی است که در اعماق دل و جان انسان اثر می‌گذارد و این تعبیر شدت نفرت لوط را نسبت به اعمال آنها روشن می‌سازد. جالب اینکه حضرت لوط(ع) می‌گوید: من دشمن اعمال شما هستم. یعنی عداوت و خرده حسابی با شخص شما ندارم. عملتان ننگین است. اگر این اعمال را از خود دور کنید من دوست صمیمیتان خواهم بود.» (تفسیر نمونه، ج 15، ص 324). تفسیر راهنما نیز یکی از دلالت‌های این آیه را چنین می‌داند: «لوطِ پیامبر، دوست مردم و تنها در ستیز با کردار ناشایست آنان است، برداشت یاد شده با توجه به این نکته است که لوط (ع) خود را از عمل قومش بیزار معرفی کرد و نه از خود آنان» (ج 13، ص 200). حتی حضرت لوط آمادگی دارد دختران خود را به همسری آنان درآورد: «قال یا قوم هؤلاء بناتی هن اطهر لکم» (هود/78).

بنابراین یکی از پیامهای این آیه نیز توجه مثبت غیر مشروط است؛ یعنی می‌توان مردم را دوست داشت امّا با اعمال و کردار آنان مخالف بود. «ان الله یحب العبد و یبغض عمله» یعنی چه بسا خداوند بنده‌ای را دوست دارد ولی عملش را نمی‌پسندد. (نهج البلاغه/خ 154).

3. امام علی بن الحسین(ع): «سبحانک ما اضیق الطرق علی من لم تکن دلیلیه و ما اوضح الحق عند من هدیته سبیله ... فیامن هو علی المقبلین علیه مقبل و بالعطف علیه عاید مفضل و بالغافلین عن ذکره رحیم رؤوف و بجذبهم الی بابه ودود عطوف» (مفاتیح الجنان / مناجات المریدین). در این مناجات که بزرگان ما سفارش بر مداومت آن داشته‌اند در ابتدا می‌فرماید: چقدر راه بر کسی که تو راهنمایش نباشی تنگ و باریک است و چقدر حق آشکار و نمایان است بر آنکه تو هادی او باشی»؛ گویا در این مناجات می‌خواهد طریق الهی را نشان دهد. در اواسط دعا می‌فرماید: «ای کسی که بر روی آورندگان بر او اقبال می‌کنی و بر آنان بازگشت می‌کنی و می‌بخشی و بر غافلین از یاد تو مهربان و رؤفی و با عاطفه و مودت آنان را به سوی خود جذب می‌کنی». مفاد این بخشِ آخر چنان است که خداوند، سرِّ جذب غافلان را چهار صفت اساسی می‌داند که فصل مشترک همة آنها محبت و توجه مثبت بدون شرط است.

آیات و روایات دیگر نیز از این دست فراوان است که می‌توان به آنها تمسک جست. قطعاً سیره پیامبران الهی در هدایت اقوام خود و بویژه سیره و سنت رسول اکرم (ص) در جذب مردم به آستان جانان چیزی جز همین محبت بدون قید و شرط نبوده که بر آزار و اذیت آنان صبر می‌نمودند بلکه نسبت به کسانی که با سنگ از او استقبال می‌کنند زمزمه می‌کرد «اللهم اهد قومی فانهم لا یعلمون» و این توجه مثبت بدون شرط از عشق عمیق به همه مخلوقات الهی سرچشمه می‌گیرد.

در عین حال تذکر یک نکته لازم است که توجه مثبت بدون شرط به معنای زیر قابل قبول نیست: «توجه مثبت بدون شرط زمانی است که فرد بداند تجارب شخصی او یعنی احساسات، افکار، تمایلات و سایر تجارب درونی وی از جانب اشخاص دیگر به صورتی مثبت و بدون قید و شرط پذیرفته می‌شود و این توجه و رعایت زمانی صورت عملی به خود می‌گیرد که تمامی تجارب شخصی بار ارزشی مساوی داشته باشد؛ یعنی زمانی که هیچگونه شرایط ارزشی بر فرد تحمیل نشود» (مکاتب روان‌شناسی و نقد آن، ج 2 ص 443). در حالیکه به نظر می‌رسد گاه تجارب، نه تنها دارای ارزش نیستند بلکه دارای بار ارزشی منفی‌اند و نمی‌توان گفت هر چه را که شخصی ارزش می‌داند درست یا مورد قبول است و دیگران هم باید بپذیرند. بنابراین با وجود پذیرش کلی مراجع و احترام و حرمت‌گذاری به او، می‌توان نسبت به ارزشها و تجارت منفی وی از جهات اخلاقی (پس از ایجاد زمینه‌سازی و فضای روانی مساعد) تذکر داد و او را نسبت به راه خطا و طریق ناصواب متنبه ساخت.

  ................................................................................................................................ 

نویسنده: مسعود آذربایجانی

   @number       @number